مير تقي الدين كاشاني
مقدمه 18
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
دورهء شاه سليمان و شاه سلطان حسين فراهم آورد : يكى از جمله عالمان قشرى سيد نعمت الله جزايرى ( 1050 - 1112 ه ) است كه معتقد بود علما محور امور كشورند و ولات عامل آن . پس در جامعه علما طبيباند و سلاطين قوام دار المرضى ، يعنى مدير بيمارستان ؛ و مردم هنگام شيوع طاعون بايد به دستور علما توبه و از معاصى دورى كنند و از شهر خارج شوند . كاربرد زبان عربى در تأليف و تصنيف كتابها و استعمال واژهها و تركيبات مغلق عربى و رواج محاورات تركى در دربار صفويان و قبايل منتسب به اين خاندان و ورود كلمات اين زبان در زبان فارسى براى ادبيات ما زيانبخش بود و اين پديده در شيوهء نگارش تأثير منفى داشت . هرچند به قرارى كه ادوارد براون نوشته عدّهاى براى ترجمهء كتابهاى عربى به فارسى جهت تفهيم عامّهء مردم مأموريت يافتند ، ولى اين ترجمهها هم از نظر نثر فارسى درخور توجه نيست از آن جمله است كتاب ترجمه كشف الغمّة فى معرفة الائمّة از على بن عيسى اربلى ، مفتاح النجاح ترجمهء ابو الحسن على بن حسن زوارى ، مفتاح الفلاح نوشته شيخ بهايى و ترجمهء جمال الدين محمد بن حسين خوانسارى . چگونگى اوضاع شعر در روزگار صفويان نظر به اينكه در دوران صفوى دلمشغولى شاهان ، ترويج مذهب تشيع بود و بنياد حكومت آنان برپايهء اين امر استقرار داشت ، توجه به شعر و نواخت شاعران و تشويق آنان چنان كه بايد و شايد موقعيتى نيافت . زيرا شاه اسماعيل هرچند خود شاعر بود و شاعران را محترم مىداشت ، ولى گرفتاريهاى او در جنگهاى پىدرپى براى دفع دشمنان و يكپارچه كردن ايران فرصت زيادى براى پرداختن به شعر و ادب برايش باقى نمىگذاشت . جانشين او شاه تهماسب هم با داشتن قريحهء شاعرى چون پس از مدتى بعد از جانشينى پدر ، به تحجّر مذهبى گراييده و به پرهيزگارى و احتراز از منهيّات پرداخته بود ، در اين برهه از زندگى معتقد به هوادارى فراوان از شاعران نبود . زيرا اين طايفه را داراى وسعت مشرب و اهل تسامح و تساهل در مسايل دينى مىشمرد . او تنها به شعر مذهبى و شاعرانى كه در مدح ائمه اطهار ( ع ) شعر مىگفتند ، توجه فراوان داشت و در نتيجه شاعران آزادمنش از وى چندان تشويق و گراميداشتى نمىيافتند و ناگزير عدهاى از